۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶- در یک مطالعه دنیای واقعی بر روی بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع ۱ (T1D) که به مدت ۵ سال تحت نظر بودند، بیمارانی که «زمان در محدوده هدف (TIR)» آنها دستکم ۱۰ درصد کاهش یافته بود، بیشتر از کسانی که TIRآنها ثابت یا بهبود یافته بود، دچار عوارض میکروواسکولار (ریزوعروقی) شدند. علاوه بر این، شاخصهای CGMمانند TIRو شاخص مدیریت گلوکز (GMI)، در تشخیص بیماران مبتلا به عوارض میکروواسکولار از افراد فاقد این عوارض، عملکردی تقریباً مشابه با HbA1cداشتند.
درباره این مطالعه
اگرچه HbA1cمعیار استاندارد برای سنجش کنترل طولانیمدت گلوکز است، اما نوسانات روزانه گلوکز را که توسط CGM از طریق شاخصهایی مانند TIRردیابی میشود، نادیده میگیرد؛ با این حال، دادههای طولانیمدت که این شاخصهای مبتنی بر CGMرا به عوارض میکروواسکولار در دیابت نوع ۱ مرتبط کند، همچنان محدود است.
برای بررسی این موضوع، محققان یک مطالعه دنیای واقعی در بلژیک بر روی ۲۴۶ بزرگسال مبتلا به T1D(با میانگین سنی ۴۰ سال؛ ۵۰.۴٪ زن) انجام دادند که در ابتدای مطالعه فاقد عوارض میکروواسکولار بودند و از سه مطالعه قبلی CGMکه بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱ انجام شده بود، انتخاب شدند.
آنها دادههای دموگرافیک و بالینی شامل HbA1c، لیپیدها، شاخص توده بدنی(BMI) و فشار خون را در ابتدای مطالعه و در ماه ۶۰ام جمعآوری کردند. دادههای CGMاز پروفایل قند خون سرپایی هر شرکتکننده در طول ۲۸ روز منتهی به هر ویزیت استخراج شد؛ برای ورود دادههای CGMبه تحلیل، داشتن بیش از ۷۰٪ زمان استفاده از CGMالزامی بود.
شرکتکنندگان بر اساس مسیر تغییرات۵ ساله TIRدستهبندی شدند: ثابت/تغییر حداقلی (۱۰± درصد)، بهبود معنادار (افزایش ۱۰٪ یا بیشتر) یا کاهش معنادار (کاهش ۱۰٪ یا بیشتر).
هدف اصلی، ابتلا به ترکیبی از نفروپاتی، رتینوپاتی شدید و نوروپاتی محیطی در بازه ۵ ساله بود.
یافتهها
· عوارض میکروواسکولار در ۳۴ بیمار (۱۳.۸٪) رخ داد که شامل رتینوپاتی شدید (۲۳ نفر)، نفروپاتی (۸ نفر) و نوروپاتی محیطی (۸ نفر) بود.
· در ابتدای مطالعه، بیمارانی که بعداً دچار عوارض میکروواسکولار شدند، مسنتر بودند و دارایHbA1c ، میانگین گلوکز وGMI بالاتر و همچنین «زمان در محدوده هدفِ دقیق تر[1]» پایینتری بودند، هرچند خودِ TIR تفاوتی نداشت؛ در پیگیری ۵ ساله نیز، آنها تفاوت معناداری در BMI، فشار خون سیستولیک،HbA1c ،TIR ، زمانِ بالای محدوده و GMIنشان دادند.
· عوارض میکروواسکولار در کسانی که TIRآنها دستکم ۱۰ درصد افت کرده بود (۳۳.۳٪)، بیشتر از کسانی بود که TIRثابتی داشتند (۷.۹٪) یا بهبود یافته بود (۱۵.۰٪). تحلیل جداگانه هر عارضه نشان داد که رتینوپاتی، نفروپاتی و نوروپاتی محیطی همگی از همین الگو پیروی کرده و بالاترین نرخ ابتلا در گروه کاهش TIRبوده است.
· پس از تعدیل سن و HbA1cپایه، تغییر در TIRهمچنان بهطور مستقل با عوارض میکروواسکولار مرتبط بود؛ در هر سه مدل شامل HbA1c، TIRو GMI، هر سه شاخص عملکردی مشابه و خوبی در پیشبینی عوارض میکروواسکولار داشتند.
نویسندگان نوشتند: «دادههای گلوکومتریک توانایی تفکیک (تشخیص) مشابهی با HbA1c نشان دادند، که بیانگر نقش مکمل بالقوه شاخصهای مبتنی بر CGM در مدیریت بالینی است؛ برای مثال در شرایطی که HbA1c در دسترس نیست یا هنوز اندازهگیری نشده است.»
منبع:
https://www.medscape.com/viewarticle/worsening-time-range-tied-complications-type-1-diabetes-2026a1000z9e?src=