۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ - معیارهای آنتروپومتریک (پیکر‌سنجی) که معمولاً استفاده می‌شوند شامل شاخص توده بدنی (BMI) و دور کمر (WC) هستند. با این حال، این معیارها به عنوان نشانگرهای توزیع چربی بدن محدودیت‌هایی دارند:  BMIنمی‌تواند وجود چربی را در ناحیۀ خاصی از بدن توصیف کند و دور کمر نیز نمی‌تواند چربی احشایی را از چربی زیرپوستی شکمی متمایز سازد. مطالعۀ اخیر که در مجله Health, Population and Nutritionمنتشر شده است، شاخص گردیبدن[1] (BRI) و ارتباط آن با خطر بروز حمله قلبی جدید یا انفارکتوس میوکارد (MI) را بررسی کرد.

پیشینه

چاقی، یک وضعیت پزشکی پیچیده با خطرات سلامتی متعدد است. سهم  BMIبالا در سال‌های اخیر در میزان سال‌های از دست رفته عمر تعدیل‌شده بر اساس ناتوانی (DALYs) جهانی، از ۳.۴٪ در سال ۲۰۱۰ به ۴.۹٪ در سال ۲۰۲۳ افزایش یافته است.  BMIبالا بین ۸۸ عامل خطر سلامت جهانی، از رتبه هفتم به ششم در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ ارتقا یافته است. بیماری ایسکمیک قلب (IHD) از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳، به جز در سال ۲۰۲۱ که بیماری کووید-۱۹ از آن پیشی گرفت، علت شماره یک مرگ‌ومیر استاندارد شده بر اساس سن در سراسر جهان بود.

حمله قلبی، یکی از جدی‌ترین تظاهرات بیماری ایسکمیک قلب است. شناسایی ابزارهای غربالگری ساده و ارزان می‌تواند به ارزیابی خطر انفارکتوس میوکارد، به‌ویژه در افراد پرخطر کمک کند. در این مطالعه، محققان استفاده از  BRIرا برای پیشگیری از بروز حملات قلبی بررسی نکردند. توزیع چربی شکمی، فراتر از آنچه هر یک از این دو معیار به تنهایی نشان می‌دهند، با خطر بیماری‌های قلبی-عروقی (CVD) مرتبط است.

معیارهای جدیدتر شامل شاخص گردی بدن یا BRI هستند. این شاخص با استفاده از قد و دور کمر، تجمع چربی و گردیبدن را تخمین می‌زند. با این حال، تقریباً تمام مطالعاتی که ارتباط  BRIبا CVD را بررسی کرده‌اند بر پایه جمعیت‌های آسیایی بوده‌اند که تعمیم‌پذیری آن‌ها را محدود می‌کند و نتایج متناقضی نیز داشته‌اند. مطالعات اندکی پیش از این، BRI را با معیارهای متداول برای پیش‌بینی خطر قلبی‌عروقی مقایسه کرده بودند و تنها یک مطالعه ارزش پیش‌بینی‌کنندگی آن را برای حمله قلبی ارزیابی کرده بود. مطالعۀ حاضر داده‌های کوهورت آینده‌نگر بیوبانک بریتانیارا برای ارزیابی ارتباط بین بروز حمله قلبی و چندین شاخص آنتروپومتریک و مقایسۀ قدرت پیش‌بینی کنندگی آن‌ها تحلیل کرد.

ویژگی‌های مطالعه

این تحلیل شامل ۳۹۵,۸۳۱ شرکت‌کننده در بازه سنی ۴۰ تا ۷۰ سال از کوهورت بیوبانک بریتانیابود. شرکت‌کنندگان بر اساس شاخص‌های مختلف آنتروپومتریک شامل BRI، BMI، WC، شاخص کمر نسبت به وزن (WWI)، مساحت سطح بدن (BSA) و شاخص شکل بدن (ABSI) به چهار گروه (چارک) تقسیم شدند. محققان ارتباط این شاخص‌ها را با خطر حمله قلبی با استفاده از رگرسیون خطرات متناسب  Coxو اسپیلاین مکعب محدود شده (RCS) ارزیابی کردند. برای سنجش کارایی قدرت پیش‌بینی آن‌ها، از سطح زیر منحنی ویژگی عملکردگیرنده (ROC) یا همان AUC، بهبود بازطبقه‌بندی خالص (NRI) و بهبود تمایز یکپارچه (IDI) استفاده شد. مدل‌های رگرسیون، عوامل خطر جمعیت‌شناختی، سبک زندگی و بالینی را لحاظ کردند. میانگین دوره پیگیری ۱۳.۳ سال بود.

میزان بروز حمله قلبی در گروه‌ها

در طول دوره پیگیری، ۱۴,۴۱۹ مورد انفارکتوس میوکارد ثبت شد. شرکت‌کنندگانی که دچار حمله قلبی شده بودند، مسن‌تر بودند، بیشتر مرد بودند، شاخص محرومیت اقتصادی بالاتری داشتند و احتمال سابقه مصرف سیگار در آن‌ها بیشتر بود. همچنین این افراد بیشتر دارای سابقه خانوادگی بیماری قلبی، فشار خون بالا، دیابت و هایپرکلسترولمی بودند. علاوه بر این، شرکت‌کنندگان مبتلا به حمله قلبی، ساعات بی‌تحرکی روزانه بیشتری را گزارش کردند، احتمال داشتن معیارهای آنتروپومتریک بالاتر در آن‌ها بیشتر بود و سطح کراتینین سرم و پروتئین واکنش‌گر سی (CRP)در آن‌ها بالاتر بود.

تمامی معیارها به جز  BSAبا خطر بالاتر حمله قلبی مرتبط بودند

یافته‌ها نشان داد که خطر تعدیل‌شده حمله قلبی در شرکت‌کنندگان چارک چهارم BRI(بالاترین میزان) در مقایسه با چارک اول (پایین‌ترین میزان) ۵۲٪ بیشتر بود و این ارتباط با افزایش چارک‌ها به‌طور پیش‌رونده افزایش یافت. با افزایش هر یک واحد انحراف معیار (SD) شاخص BRI، خطر تعدیل‌شده حمله قلبی ۱۳٪ افزایش یافت. روندهای مشابهی برای سایر شاخص‌ها نیز به جز مساحت سطح بدن یا BSAمشاهده شد. هر واحد افزایش انحراف معیار برای شاخص‌های دیگر، بسته به نوع شاخص، با ۹٪ تا ۱۵٪ افزایش خطر تعدیل‌شده همراه بود. در مقایسه پایین‌ترین در مقابل بالاترین چارک‌های WWI و WC، خطرات تعدیل‌شده در چارک‌های بالاتر به ترتیب ۴۶٪ و ۴۰٪ بیشتر بود. شرکت‌کنندگان در بالاترین چارک‌های  BMIو ABSI نیز ۳۲٪ خطر تعدیل‌شده بیشتری نسبت به چارک‌های پایین داشتند. تمام معیارها به جز BSA، ارتباطات غیرخطی معناداری با خطر  MIنشان دادند.

عملکرد پیش‌بینی کنندگی شاخص  BRIکمی بهتر از پنج شاخص دیگر بود ( AUCبرابر با ۰.۷۱۰ در مقایسه با ۰.۶۹۷ تا ۰.۷۰۸ برای سایر معیارها). این مدل‌ها با در نظر گرفتن سن، جنسیت و نژاد تعدیل شده بودند؛ برتری BRI نسبت به دومین شاخص برتر یعنی WWI، تنها ۰.۰۰۲ واحد در  AUCبود.

تحلیل‌های جنسیتی و محدودیت‌ها

این مطالعه مقادیر  NRIو  IDIبالاتر از صفر را برای پیش‌بینی خطر حمله قلبی در مقایسه با هر یک از پنج شاخص دیگر گزارش کرد که از مزیت آماری آن حمایت می‌کند، اما لزوماً یک بهبود بالینی معنادار را اثبات نمی‌کند. این ارتباطات در مدل‌های تفکیک‌شده بر اساس جنسیت نیز تا حد زیادی ثابت ماند. در زنان،  BRIو  WWIارزش پیش‌بینی مشابهی داشتند و از سایر معیارها فراتر رفتند، در حالی که در مردان،  BRIهمچنان برترین معیار برای پیش‌بینی حمله قلبی بود.

نویسندگان این فرضیه را مطرح کردند که تفاوت در توزیع چربی بین زنان و مردان می‌تواند بخشی از این تفاوت را توضیح دهد؛ چرا که مردان بیشتر مستعد تجمع چربی احشایی در ناحیه شکم هستند که از دیرباز با اختلالات متابولیک مرتبط بوده است (اگرچه چربی احشایی مستقیماً اندازه‌گیری نشد). در مقابل، زنان احتمالاً چربی زیرپوستی محیطی بیشتری دارند که ممکن است دلیل برتری کمتر  BRIدر زنان باشد. این تفاوت در عملکرد پیش‌بینی  BRIو  WWIبین زنان و مردان نیازمند تحقیقات بیشتر برای روشن شدن مکانیسم‌های جنسیتی است.

آنچه  BRIاندازه‌گیری می‌کند

شاخص  BRIبا ترکیب قد و دور کمر، تخمینی غیرمستقیم از گردیبدن و چربی‌ شکمی ارائه می‌دهد. این شاخص مستقیماً چربی احشایی را اندازه‌گیری نمی‌کند و قادر به تشخیص آن از چربی زیرپوستی در ناحیۀ شکمی نیست. چربی‌ شکمی با مقاومت به انسولین، دیس‌لیپیدمی و التهاب سیستمیک مرتبط است. در این کوهورت، عملکرد  BRI کمی بهتر از  WCبود. با این حال، نویسندگان هشدار می‌دهند که تعیین میزان معنادار بودن این تفاوت‌های عملکردی برای پذیرش روتینBRI در کار بالینی، همچنان نیازمند تایید در گروه‌های جمعیتی مستقل است. در صورت تایید، BRI می‌تواند به عنوان یک معیار ساده و ارزان برای ارزیابی خطر  MIدر محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی روتین عمل کند.

مقایسه با سایر مطالعات و محدودیت‌ها

یافته‌های فعلی با مطالعات قبلی که ارتباط  BRIو  CVDرا بررسی کرده‌اند، همسو است. با این حال، مطالعۀ حاضر نیاز به داده‌هایی از نمونه‌های متنوع‌تر را نشان می‌دهد. محدودیت‌های این مطالعه شامل عدم بررسی تغییرات شاخص‌ها در طول دوره پیگیری، سوگیری انتخاب (به دلیل ماهیت داوطلبانه شرکت کنندگان در مطالعۀ بیوبانک بریتانیا) و عدم بازنمایی کامل جمعیت عمومی (به‌ویژه گروه‌های با خطر قلبی بالا) است. همچنین، جمعیت عمدتاً سفیدپوست، قابلیت تعمیم نتایج به سایر نژادها را محدود می‌کند. علاوه بر این، این یک مطالعۀ مشاهده‌ای است و نمی‌تواند علیت را اثبات کند.

نتیجه‌گیری

اگرچه شاخص BRI از نظر آماری قدرت پیش‌بینی بیشتری نسبت به سایر معیارهای آنتروپومتریک در شناسایی خطر MI دارد، اما این مزیتِ اندک، تضمین‌کننده بهبودِ دقتِ ابزارهای ارزیابی بالینیِ موجود نیست. بنابراین، استفاده روتین از BRI در کلینیک‌ها مستلزم تایید یافته‌های فعلی در گروه‌های جمعیتی متنوع و از طریق مطالعات مستقل است.

منبع:

https://www.news-medical.net/news/20261013/Nearly-400000-adults-six-body-measurements-and-a-surprising-result-for-heart-attack-risk.aspx

 



[1]body roundness index